دست کوچولو پا کوچولو

سلام

دلم نمیاد از حال و روز این روزام ننویسم

دلم نمیاد از دست و پای کوچولوی نیکای قشنگم ننویسم که تمام روزای منو پر کرده. دلم نمیاد نگم که این روزا دخترم چقدر شیطون شده و چقدر برای من دلبری می کنه.

نمی دونین چقدر خوشمزه است که اون فرشته ای که تو دلته فقط تورو بشناسه و وقتی باهاش حرف می زنی برات دست و پا بزنه و تو کلی ذوق کنی. یا وقتی می ری سونو و دختری آرومه تا تو صداش کنی و دستی به شکم بکشی سریع عکس العمل نشون بده و تورو ببره رو ابرا.

نمی دونین چقدررررررررررررر شیرینه که هرکی حتی شوهرت وقتی بخواد حرکاته دختر قشنگه رو حس کنه به تو بگه یه کم باهاش حرف بزن که تکون بخوره.

نمی دونین چقدرررررررررررررر این انتظار شیرینه. لحظه شماری واسه دیدن یه موجود دوست داشتنی که 9 ماهه تموم تو وجود تو رشد کرده ، یه معجزه واقعی. اگه آدم بهش عمیقا فکر کنه عمرا اگه باور کنه همچین چیزی امکان داشته باشه.

البته در کنار این انتظار شیرین آدم دلشم میگیره از اینکه تا چند وقت دیگه از این لگدای شیرین و تنها مال تو بودن ها خبری نیست. حالا می فهمم حال مادرانی که از خاطرات بعد از زایمانشون می گن که بزرگترین ناراحتی شون اینه که دوست دارن نی نی همیشه پیشه خودشون و تو بغل خودشون باشه و ناراحت می شن وقتی کسی ازشون می گیردش. حتی اگه دقت کرده باشین این حس حتی تو حیوانات ماده وقتی که مادر میشن هم کاملا محسوسه. دقت کرده باشین خصوصا وقتی بچه هاشون کوچیکن به هیچ وجه نمی ذارن کسی نزدیک بچه هاشون بشه.

درسته که وقتی خیلی دقیق به مادر شدن خودم دقت می کنم باور نمی کنم که من دارم مادر میشم . من از این به بعد باید همیشه و همه جا یه بچه رو با خودم ببرم و بیارم و شبانه روز تمام مسئولیتش با منه و باید تا پای جون مراقبش باشم. من 4تا خواهرزاده برادرزاده دارم که تو بزرگ شدن هر کدومشون نقشی داشتم ولی هیچ وقت مسئولیت شبانه روزی و مسئولیت تربیت شون گردنم نبوده. ولی با همه این اوصاف هیییییییییییییییچ حسی شیرین تر از مادر شدن نیست. هیییییییییچ عشقی بالاتر از مادر شدن نیست. درسته آدم همسرشو دوست داره و عاشقشه ولی اون یه مدله و این یه مدل. اصلا قابل مقایسه نیستن و اینجاست که می فهمم من چقدر خوشبختم خدا که هردوی این عشق هارو دارم. خدایا ممنووووووون.

خدایا به تمام زن های دنیا این دو حس شیرین رو بچشون.

از جمعه دختری خیلی شیطون شده ماشاالله. جمعه عصر که اومدیم با دختر عمه دراز بکشیم شروع کرد به دلبری. دختر عمه کلی فیض برد. دقیقا وقتی می خوام بخوابم شروع می کنه. دیشب وقت خوابم و صبح بعد از نماز صبح نمی دونین چی کار می کرد. صبح که دیگه می گفتم الانه که شکمم پاره بشه. از این ور به اون ور زیر پوستم موج مکزیکی میومد و آخرم یه لگد محکم می زد. دیشب قبل از خواب یه قلقلی کوچولو زیر پوستم حس کردم که قلمبه شده که حدس می زنم آرنجه قشنگش بوده.

شبا خیلی دیر خوابم می بره و کلافه ام. تو روز خیلی بهتر می خوابم ولی صبح موقعی که می رم تو خواب عمیق و می خوام بخوابم باید بیام سر کار. اگه خدا بخواد تا آخر هفته دیگه میام سر کار و بعدم خلاص. یعنی واسه اون روز دارم لحظه شماری می کنم.

سامان عزیزم و نیکای نازگل من با تمام وجودم دوستتون دارم و بابت داشتنتون خدارو هزاران مرتبه شاکرم.

خدایااااااااااااااااااااااااااااااااا شکرررررررررررررت

/ 8 نظر / 31 بازدید
اسفندونه

عزيزم با خوندن پستات حالم خوب ميشه الهي كه هميشه سلامت باشي و مراقب دختر كوچولوت باشي[لبخند]

تمشک بانو

وای .. آدم دلش میخواد زودی نی نی دار بشه . بعد از اونم هی یکی دیگه ... که همیشه تو دلش نی نی داشته باشه . اینقدر که خوشگل تعریف میکنی ... من همییییشه فکر میکردم بارداری خیلی سخته . البته خوب سخت هم هست اما اینقدر شیرین تعریف میکنی که ادم دلش میخواد [نیشخند][قلب] چه خوب که فقط همین هفته میری سرکار . جای تقدیر داره . آفرین . واقعا ایول داری که هم بارداری هم میری سرکار هم کارای خونه رو میکنی . خدا همیشه به خودت و خانوادت سلامتی و شادی بده . [ماچ]

ana

عزییییییییززززم،چقدر قشنگ ؟ شیریییییینن!!! مونا جون با این حس وحال قشنگت ،لطفا برای من دعا کن.این روزا خیلیییی محتاج دعا ام. راستی،یعنی از وقتی که سر کار نیای،دیگه آپ هم نخواهی کرد؟؟؟؟

اکرم

به سلامتی دختر کوچولوتون کی به دنیا میاد

اکرم

من تازه نامزد کردم نامزدم میگه عقد و عروسی با هم بگیریم اما من میگم یه مدت عقد کرده بمونیم به نظرت چه کار کنم

مینا مامان محمدمهدی

انشاله که این دوران زود بگذره و زود دست و پاهای کوچیکش و بگیری تو دستت و بوسشون کنی مثل من انقدر از اجزای بدنش عکس بندازی وقتی چهارساله شد باورت نشه که این همون موجود کوچولو و ناتوان بوده و حالاداره کمکت میکنه

هدیه

چه حس قشنگی.من هنوز به این شدت احساسش نمیکنم جوجمو. ایشااله به سلامتی .دکترت تاریخ زایمانتو کی زده؟

تمشک بانو

http://8pic.ir/images/qugda5l35hc6ripkhqkr.jpg اینو ببین . همین پیراهن دخترته که گفتم تو اینترنت عکسش رو دیدم . واقعا عالی بافته . خیلی خوبه کارش . اگر با یه عکس اینقدر خوشگل بافته عالیه